تبليغاتX
پنج دری

روزی پادشاهی اعلام کرد به کسی که بهترین نقاشی صلح را                                             بکشد،جایزه بزرگی خواهدداد.                                         

هنرمندان زیادی نقاشی هایشان را برای پادشاه فرستادند. پادشاه به تمام نقاشی ها نگاه کرد ولی فقط به دوتا از نقاشی ها علاقه مند شد.

در نقاشی اول، دریاچه ای آرام با کوه های صاف و بلند بود. بالای کوه ها هم آسمان آبی با ابرهای سفید کشیده شده بود.

همه گفتند: این بهترین نقاشی صلح است. در نقاشی دوم هم کوه بود ولی کوهی ناهموار و خشن، در بالای کوه آسمانی خشمگین رعد و برق می زد و باران تندی می بارید  و در پایین کوه آبشاری با آبی خروشان کشیده شده بود.

وقتی پادشاه از نزدیک به نقاشی نگاه کرد، دید که پشت آبشار روی سنگ ترک برداشته، بوته ای روییده و روی بوته  هم پرنده ای لانه ساخته و روی تخم هایش آرام نشسته است. پادشاه نقاشی دوم را انتخاب کرد.

همه اعتراض کردند ولی پادشاه گفت: صلح در جایی که مشکل و سختی ای نیست، معنی ندارد.

صلح واقعی وقتی است که قلب شما با وجود همه مشکلات آرام و مطمئن است. این معنی واقعی صلح است. 

+ نوشته شده در دوشنبه هجدهم آبان 1388ساعت 9:24 توسط عالیه قوامی - مسئول مجتمع |

به آمدن باران می ماند

           لطف حضور روشنتان

                           و گرمای وجودتان در جمع صمیمی ما

ضمن تقدیر و تشکر از زحمات بی شائبه همکار گرامی،کارشناس سابق مجتمع فرهنگی هنری جناب آقای آرایی پیوستن سرکار خانم فرازمند به جمع کوچک و صمیمی مجتمع فرهنگی هنری را گرامی می داریم و حضورشان را به عنوان کارشناس جدید این مجموعه به فال نیک می گیریم.

امیدواریم به برکت حضور سبزشان مجموعه مجتمع فرهنگی هنری بار دیگر بیش از گذشته چون ستاره ای بدرخشد و جانی تازه یابد.

+ نوشته شده در سه شنبه دوازدهم آبان 1388ساعت 12:50 توسط عالیه قوامی - مسئول مجتمع |

  "نیمرو با طعم خیال" عنوان نمایشگاه نقاشی آقای مهرداد قیومی عضو نوجوان مجتمع فرهنگی هنری کانون بود که از تاریخ چهارم آبان ماه در نگارخانه مرکز تجربیات افتتاح شد .

مهرداد در این نمایشگاه به داستان زندگی موجوداتی که هنوز پا به عرصه هستی نگذاشته اند و زاییده ذهن و خیالات او هستند پرداخته است .

+ نوشته شده در دوشنبه یازدهم آبان 1388ساعت 11:14 توسط عالیه قوامی - مسئول مجتمع |

تا روزهای شاد پاییز در خش خش برگها و هیاهوی باد میان گام هاو لبخند های کودکان جاری می شود یک بار دیگر در آغاز پاییز جشنواره سراسری یک هفته با کانون همراه با معرفی فعالیت های مراکز استان ها شروع به کار می نماید و سهم همکاران مجتمع فرهنگی هنری در این برنامه طراحی و اجرای دو ماکت و پنج نشریه دیواری پژوهشی پیرامون موضوع سرودو موسیقی بود.

 هنر دستها در هم آمیخت و رنگ ها برش هاو تصویر ها را به هم گره زدتا معنای موسیقی و آهنگ شعر و سرود را در چشمان همیشه کنجکاو به تماشا بنشیند. 

 

ادامه مطلب

+ نوشته شده در دوشنبه یازدهم آبان 1388ساعت 9:21 توسط عالیه قوامی - مسئول مجتمع |

آه ای پرنده بگذار

          تا بادها تورا بسرایند

میزبان پرنده ها بودیم،پرنده هایی از نسل آفتاب،بی پر و بال ، بی صدا و نگاه.

اما ما پروازی تازه رابا آنهاتجربه کردیم،پرواز در اوج هستی،آنگاه که رنگها،صداها و نگاههامفهومی تازه می یابند.

در روزهای سی و یکم شهریور و سوم مهر ماه میزبان فرزندان کم توان ذهنی و جسمی شهدا بودیم ، همراه و همدل با خانواده هایشان و دوستانمان در بنیاد شهید.

کارگاههای نقاشی ، سفال ، قصه گوئی و بازی و سرگرمی در دو دوره  مختص پسران و دختران برگزار شد . لذت لمس هستی از سرانگشتان فرزندان شهدا در زلالی رنگها ،اعجاب خاک و هیاهوی بازی ها جریان یافت و ماحصل آن حجم هایی زیبا از سفال و تابلوهایی از رنگها و نقش ها بود. 

         

ادامه مطلب

+ نوشته شده در دوشنبه یازدهم آبان 1388ساعت 9:13 توسط عالیه قوامی - مسئول مجتمع |

بالاخره بعد از گذشت چند روز چراغ های رایانه بسیار بسیار محترم مجتمع فرهنگی هنری روشن شدند و ما توانستیم به مدد اینترنت گرامی رابطه مان را با سایر دوستان و همکاران از سر بگیریم .

اگر خبرهای داغ داغ پنج دری از دهن افتاده مقصر کسی نیست جز جناب رایانه محترم!!!

امیدواریم زین پس عمر روشنایی چشمهای جناب رایانه طولانی و ADSL ایشان پر سرعت و مستدام باد ولطف جناب رایانه چی همیشه بیش باد و کم مباد .

+ نوشته شده در دوشنبه یازدهم آبان 1388ساعت 8:50 توسط عالیه قوامی - مسئول مجتمع |

 

سید محمدحسین بهجت تبریزی (۱۲۸۵-۱۳۶۷) متخلص به شهریار (پیش از آن بهجت) شاعر ایرانی اهل آذربایجان بود که به زبان‌های فارسی و ترکی آذربایجانی شعرسروده‌است. وی در تبریز به‌دنیا آمد و بنا به وصیتش در مقبرة‌الشعرای همین شهر به خاک سپرده شد. در ایران روز درگذشت این شاعر معاصر را «روز شعر و ادب فارسی» نام‌گذاری کرده‌اند.

مهم‌ترین اثر شهریار منظومهٔ حیدربابایه سلام (سلام به حیدربابا) است که از شاهکارهای ادبیات ترکی آذربایجانی به‌شمار می‌رود و شاعر در آن از اصالت و زیبایی‌های روستا یاد کرده‌است. 

شهریار در سرودن انواع گونه‌های شعر فارسی -مانند قصیده، مثنوی، غزل، قطعه، رباعی و شعر نیمایی- نیز تبحر داشته‌است.

 از جملهٔ غزل‌های معروف او می‌توان به علی ای همای رحمت و «آمدی جانم به قربانت» اشاره کرد. شهریار نسبت به علی بن ابی‌طالب ارادتی ویژه داشت و همچنین شیفتگی بسیاری نسبت به حافظ داشته‌است.

+ نوشته شده در پنجشنبه بیست و ششم شهریور 1388ساعت 11:13 توسط عالیه قوامی - مسئول مجتمع |

سبزي روزهاي تابستان را آميختيم به هنرمندي دستهاي كودكانه و روشنايي انديشه هاي بزرگ  كه با ما همراه بودند ، با ما همراه بودند و جوانه هاي مهرباني كه از باغچه دستهاي كوچكشان روييد امروز گلهايي داده اند به رنگ نقش ها و اشياء كه ساخته انديشه هاي پربارشان هست و عطر حضورشان را در كنار ما جاودانه ساخته است.

 

ادامه مطلب

+ نوشته شده در پنجشنبه نوزدهم شهریور 1388ساعت 9:51 توسط عالیه قوامی - مسئول مجتمع |

 

بسم رب النور                  

          به عشق

          وضومی سازیم

          مهربانی

          به جامی آوریم

                        به قصد قربت

       و به نور افطار می کنیم

                        به هوای یاردر خانه

       میهمان اوییم که میزبان فرشته هاست

                       چشمهایمان قدمگاه حضور دلهای مهربانتان

به مناسبت میلاد با سعادت کریم اهل بیت ویژه برنامه «یار در خانه» باحضورهمکاران محترم کانون و خانواده های گرامیشان و برخی ازمسئولین استان در مجتمع فرهنگی هنری برگزارگردید.

ازجمله برنامه های این مراسم سخنرانی مدیریت محترم کانون ، مولودی خوانی و پخش کلیپ از عملکردشش ماهه اول سال ۸۸ مرکز مجتمع وتیزر نمایشگاه هزار و یک شب آذر و سخنرانی آقای دکتر نواب پور بود. 

این مراسم تا قبل از افطار ادامه داشت و با پخش اذان میهمانان محترم به ضیافت افطار دعوت شدند و پس از صرف افطار در مراسم افتتاحیه نمایشگاه آثار اعضاء مرکز مجتمع و اختتامیه نمایشگاه هزارویک شب آذرشرکت نمودند.     

ادامه مطلب

+ نوشته شده در سه شنبه هفدهم شهریور 1388ساعت 12:25 توسط عالیه قوامی - مسئول مجتمع |

هزار و یک شب آذر عنوان نمایشگاه کاریکاتورهای افشین افلاطونیان عضو مجتمع فرهنگی هنری است که به مناسبت چهلمین روز درگذشت استاد مهدی آذر یزدی برگزار شده است. 

افشین افلاطونیان یکی از کودکانی است که علاقه زیادی به آذر یزدی دارد .او داستان زندگی تلخ آذر را با قصه های شیرینش آمیخته و در میان خطوط چهره هایی که او را به تصویر می کشند نانوشته - های آذر رابه زبانی طنز روایت می کند . اکنون آذر در نگاه افشین قصه های نانوشته اش را با چاشنی لبخند به شما هدیه می کند.

 

ادامه مطلب

+ نوشته شده در شنبه سی و یکم مرداد 1388ساعت 13:28 توسط عالیه قوامی - مسئول مجتمع |

این بار اعضاء خوب و فعال مجتمع کوچه های قدیمی و بناهای تاریخی شهرمان را از پشت منظره یاب دوربین نظاره گر شدند. روز دوشنبه ۱۹مرداد ماه تعدادی از اعضاء علاقمند به فعالیت عکاسی همراه با مربی عکاسی خود سرکار خانم سالاری به بافت تاریخی شهر رفته تا تکنیکها و اصولی را که طی جلسات آموزش تئوری آموخته بودند در عکسهای خود پیاده کنند.

حاصل این بازدید هنری حدود ۱۴۰عکس  از بافت سنتی و قدیمی شهراست که در نمایشگاهی در محل مجتمع فرهنگی هنری به نمایش گذاشته خواهد شد.

لازم به ذکر است این اعضاء سال گذشته نیز در دوره مقدماتی عکاسی شرکت نموده وآثارشان در نمایشگاه " من هم می توانم عکس بگیرم " در یزد و نمایشگاه "عکس کودک کانون" در تهران در معرض دید عموم قرار گرفت .

ادامه مطلب

+ نوشته شده در چهارشنبه بیست و یکم مرداد 1388ساعت 11:29 توسط عالیه قوامی - مسئول مجتمع |

 دل هايمان را با نور آبياري كرديم و دستهايمان را به ريسمان انتظار گره زديم نهالي روييد ميوه اش اميد، آرزو و نگاه هاي منتظر

پيش از آنكه بدانيم

 پیش ازتمام چراغاني ها

پيش از  آنکه نرگس هابيدار شوند

او در دلهايمان ظهور خواهد كرد

و ما مسير آمدنش را به مهرباني و عشق چراغان مي كنيم

15 مرداد ماه همراه و همصدا در چشمهامان نرگس ، در دستهامان نور به پيشواز آدينه اي رفتيم كه تمام روزهايمان به آن ختم مي شود.

در كنار اعضا ، خانواده ها و همكاران مراكز و اداره استان  

ادامه مطلب

+ نوشته شده در یکشنبه هجدهم مرداد 1388ساعت 17:44 توسط عالیه قوامی - مسئول مجتمع |

 پادشاه سرزمین واژگان،قلم جادویی اش را تکان می دهد و هربار سرزمینی زیبا را با کلمات طلایی

 می سازد .

فاطمه قانع همان شعبده باز چیره دست است

که امروز به پادشاهی سرزمین واژگان رسیده

و مدال طلای نبردی سخت را در میدان واژگان از آن خود نموده است.

دوستان او در کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان پیروزی اش را شادباش می گویند و آینده ای زیبا

را در آفرینش هزار باره هستی میان واژگانش آرزومندند.

کسب مدال طلای المپیاد ادبی کشور

+ نوشته شده در شنبه دهم مرداد 1388ساعت 9:7 توسط عالیه قوامی - مسئول مجتمع |

دنيا متوقف نشد

اما ستاره اي به ستاره هاي آسمان اضافه شد

آدمهاي زيادي نيا مدند

اما آدمهاي زيادي  قصه هايش را خوانده بودند

آسمان به زمين نيامد

اما او با يك دنيا قصه هاي زميني به آسمان رفت

حالا جاده زندگي از رد پاي او تهي است  

اما رد پاي قصه هايش توي جاده بي انتهاي دلها جريان دارد

حا لا او پدر بزرگ قصه هاي خوب آذر يزدي مهربان بچه ها آن بالا قصه هايش را براي خدا مي گويد.

ادامه مطلب

+ نوشته شده در دوشنبه بیست و دوم تیر 1388ساعت 8:2 توسط عالیه قوامی - مسئول مجتمع |

اعضاء پسر مرکز فرهنگی هنری مجتمع در روز یازدهم تیر ماه باتهیه نشریه دیواری یاد و خاطره سومین شهید محراب راگرامی داشتند. همچنین مربیان مرکز نیز به معرفی شخصیت آن بزرگوار و خاطراتی اززندگی شهید مبارز پرداختند.

 

+ نوشته شده در پنجشنبه یازدهم تیر 1388ساعت 12:59 توسط عالیه قوامی - مسئول مجتمع |

 دو تا دانه توي خاک حاصلخيز بهاري کنار هم نشسته بودند ...

دانه اولي گفت : " من ميخواهم رشد کنم ! من ميخواهم ريشه هايم را هرچه عميق تر در دل خاک فرو کنم و شاخه هايم را از ميان پوسته زمين بالاي سرم پخش کنم ... من ميخواهم شکوفه هاي لطيف خودم را همانند بيرق هاي رنگين برافشانم و رسيدن بهار را نويد دهم ... من ميخواهم گرماي آفتاب را روي صورت و لطافت شبنم صبحگاهي را روي گلبرگ هايم احساس کنم " و بدين ترتيب دانه روئيد .

دانه دومي گفت : " من مي ترسم . اگر من ريشه هايم را به دل خاک سياه فرو کنم ، نمي دانم که در آن تاريکي با چه چيزهايي روبرو خواهم شد . اگر از ميان خاک سفت بالاي سرم را نگاه کنم ، امکان دارد شاخه هاي لطيفم آسيب ببينند ... چه خواهم کرد اگر شکوفه هايم باز شوند و ماري قصد خوردن آن ها را کند ؟ تازه ، اگر قرار باشد شکوفه هايم به گل نشينند ، احتمال دارد بچه کوچکي مرا از ريشه بيرون بکشد . نه ، همان بهتر که منتظر بمانم تا فرصت بهتري نصيبم شود . و بدين ترتيب دانه منتظر ماند .

مرغ خانگي که براي يافتن غذا مشغول کندوکاو زمين در اوائل بهار بود دانه را ديد و در يک چشم برهم زدن قورتش داد .

+ نوشته شده در سه شنبه نوزدهم خرداد 1388ساعت 11:6 توسط عالیه قوامی - مسئول مجتمع |

طي مراسمي از اعضاء گروه سرود و موسيقي مجتمع به مناسبت اجراي موفق"مرغ سحر" در ويژه برنامه هفته معلم در هتل سنتي مهر تقدير به عمل آمد .

ادامه مطلب

+ نوشته شده در شنبه بیست و ششم اردیبهشت 1388ساعت 9:42 توسط عالیه قوامی - مسئول مجتمع |

           

                    آنچه که کوروش کرد و دارا و آنچه زرتشت مهین

                                                              زنده گشت از همت فردوسی سحرآفرین

                                                                                                              «ملک الشعراء بهار » 

دانای بزرگ توس(طوس)حکیم ابوالقاسم فردوسی                                             

 به سال ۳۲۹ قمری (سال مرگ رودکی) در قریه باژ

 توس متو لد شده است . او که از معدو د شاعران

شیعه ، اسما عیلی یا معتز لی عصر خود بود عمر

 گرانبهای خویش رادر راه پاسداشت زبان و فرهنگ

 ایران زمین صرف کرد و بزرگ ترین سرمایه  فرهنگ

ملی ایرانیان ، شاهنامه را از خود به یا دگار گذارد .

شاهنامه ،چه از حیث حفظ روایات کهن ملی و چه

 نگهبانی زبان فارسی دری گرانبها ترین متن تاریخ

 زبان فارسی است و آن را قران عجم نام نهاده اند.

               شاهنامه هست بی اغراق قرآن عجم                                           

                                                           رتبه دانای توسی رتبه پیغمبری

                                                                                                                «ملک الشعراء بهار » 

                                                                                                                                                                                                                                                 

+ نوشته شده در پنجشنبه بیست و چهارم اردیبهشت 1388ساعت 11:48 توسط عالیه قوامی - مسئول مجتمع |

 

امروز نمایشگاه "آواز های روشن دستها" میزبان ریاست محترم آموزش و پرورش ناحیه ۲ یزد

جناب آقای رضائیان و همراهانشان بود.

مسئولین محترم ضمن بیان سوالاتی پیرامون آمار و فعالیت های طرح از نتایج مثبت عملکرد آن ابراز رضایت و خوشنودی نموده و خواستار همکاری بیشتر کانون با مدارس بودند .

 

ادامه مطلب

+ نوشته شده در چهارشنبه بیست و سوم اردیبهشت 1388ساعت 12:55 توسط عالیه قوامی - مسئول مجتمع |

 

کودکی با پاهای برهنه بر روی برفها ایستاده بود و به

 ویترین فروشگاهی نگاه می کرد زنی در حال عبور او

رادید . او رابه داخل فروشگاه برد وبرایش لباس وکفش

 خرید و گفت:مواظب خودت باش . کودک پرسید:

 ببخشید خانم شما خدا هستید؟

زن لبخند زد و پاسخ داد: نه من فقط یکی از بنده های

 خدا هستم کودک گفت:می دانستم با او نسبت دارید .

 

+ نوشته شده در سه شنبه بیست و دوم اردیبهشت 1388ساعت 14:0 توسط عالیه قوامی - مسئول مجتمع |

 

ادامه مطلب

+ نوشته شده در سه شنبه بیست و دوم اردیبهشت 1388ساعت 13:34 توسط عالیه قوامی - مسئول مجتمع |

روزی پسر بچه ای در خیابان سکه ای یک سنتی پیدا کرد.او از پیدا کردن این پول آن هم بدون هیچ زحمتی خیلی ذوق زده شد.

این تجربه باعث شد که بقیه روزهاهم با چشمهای بازسرش را به سمت پایین بگیرد(به دنبال گنج).او در مدت زندگیش 296 سکه 1سنتی 48 سکه 5 سنتی 19 سکه 10 سنتی 16 سکه 25 سنتی 2 سکه نیم دلاری ویک اسکناس مچاله شده 1دلاری پیدا کرد.در مجموع 13 دلار و26 سنت.

در برابر به دست آوردن این 13 دلار و26 سنت او زیبایی دل انگیز 31369 طلوع خورشید درخشش157رنگین کمان و منظره ی درختان افرا در سرمای پاییز را از دست داد .

او هیچ گاه حرکت ابرهای سفید را بر فراز آسمان در حالی که از شکلی به شکل دیگر در می آمدند ندید. پرندگان در حال پرواز درخشش خورشید و لبخند هزاران رهگذر هرگز جزئی از خاطرات او نشد...

+ نوشته شده در دوشنبه بیست و یکم اردیبهشت 1388ساعت 11:13 توسط عالیه قوامی - مسئول مجتمع |

 

 

ادامه مطلب

+ نوشته شده در یکشنبه بیستم اردیبهشت 1388ساعت 16:31 توسط عالیه قوامی - مسئول مجتمع |

 

اي دردانه خدا! 

آنروزها که تو اولين گامهايت را بر ريگهاي سوزان شعب ابي طالب نهادي ، با ديدگان معصوم و پاکت ديدي که درخت اسلام با چه رنجهايي در قلب مسلمين ريشه گرفت و شاخسارش از چه خونهاي پاکي سيراب گشت . 

آنروزها که خدیجه( سلام الله عليها ) با تمام مهرباني هايش بار سفر بست و راهي کوي يار شد تو چه خوب دريافتي که پدرت نيازمند مادريست صبور و مهربان و چه نيکو « ام ابيها » شدي. 

آنروزها که پس از رحلت جانسوز پدر ، علي را تنها يافتي چه نيکو تنها مدافع اولين مظلوم عالم شدي.  

اي پاره تن رسول خدا ! اي جگر گوشه پدر ! به خدا که رضاي پدر در رضاي تو بود و رضاي پروردگار بي همتا نيز . اما آنان چه شايسته حقت را ادا کردند. 

اکنون مدتي است که پدر مژده وصال داده ، و امروز روز ديگري است . 

کودکانش رايک به يک مي بوسد ، حسن ( عليه السلام ) هفت ساله ، حسين (عليه السلام) شش ساله ، زينب ( سلام الله عليها ) پنج ساله و ام کلثوم (سلام الله عليها)سه ساله . 

اينک لحظه وداع با علي ( عليه السلام )است . چه دشوار است ، او بايد سي سال بي فاطمه ( سلام الله عليها ) بماند ... 

آرام و سبک بار بر بستر خفت ، رو به قبله کرد و درانتظار ماند ، ناگهان شيون از خانه برخاست و علي ( عليه السلام ) تنها ماند با کودکانش. 

+ نوشته شده در یکشنبه بیستم اردیبهشت 1388ساعت 15:52 توسط عالیه قوامی - مسئول مجتمع |

این نقاشی زیبا اثر محمدحسین اردانی زاده دانش آموز کلاس دوم مدرسه یاوری یکی از اعضای

خوب طرح کانون مدرسه مجتمع است که در حال حاضر بر اثر سانحه تصادف در حالت کما به

سرمی برد.

از خداوند متعال برای این دوست عزیز بهبودی و شفای عاجل مسئلت می نماییم .

        « التماس دعا »

 

+ نوشته شده در یکشنبه بیستم اردیبهشت 1388ساعت 15:9 توسط عالیه قوامی - مسئول مجتمع |

آثار ۴ تن از اعضاء خوب کتابخانه کودک مجتمع فرهنگی هنری

به نمایشگاه اولین مسابقه عکس کودک راه یافت.

خانمها :

مهدیه قانع ،مبینا دهشیری ، سپیده سمسار ، هانیه پور عسکری

عکاسان خوش ذوقی بودند که در این مسابقه شرکت داشتند.

ضمن آرزوی موفقیت برای این عزیزان به مربی خوب این گروه سرکار خانم فائزه سالاری تبریک عرض

 می نماییم .

  

ادامه مطلب

+ نوشته شده در چهارشنبه شانزدهم اردیبهشت 1388ساعت 12:37 توسط عالیه قوامی - مسئول مجتمع |

بازدید دانشجویان کارشناسی کتابداری و اطلاع رسانی از مجتمع فرهنگی هنری به منظور آشنایی با خدمات کتابخانه برای کودکان و نوجوانان

+ نوشته شده در چهارشنبه شانزدهم اردیبهشت 1388ساعت 11:40 توسط عالیه قوامی - مسئول مجتمع |

مریم گفت : «مادر،آموزگار ما امروز کتابی را که دوستم مینا ازکتابخانه کانون پرورش فکری گرفته بود برای بچه ها خواند.قصه ی خیلی خوبی بود .اجازه می دهید که من هم عضو کتابخانه ی کانون شوم؟»...

بازدید دانش آموزان دبستان دخترانه طالقانی ازمجتمع کانون پرورش فکری به منظور آشنایی  آنان با محیط کتابخانه و فعالیت های کانون براساس درس بچه های کانون کتاب فارسی سوم دبستان.

+ نوشته شده در چهارشنبه شانزدهم اردیبهشت 1388ساعت 11:7 توسط عالیه قوامی - مسئول مجتمع |

سکوت شبیه ماهی میان لبها می لغزدورنگ ها،خطوط وکلمات روی کاغذ های سپید به رقص درمی آیند تا تصویری ماندگار از احساس های روشن کودکانه و واژه هایی سبز و مهربان را از اندیشه هایی بزرگ در سپیدی ابدی کاغذ ها حکاکی کنند .و این آغاز یک حرکت جاودانه است به سمت دانایی و اکنون در پایان این آغاز ایستاده ایم با دستانی پربار و چشمانی امید بخش تا در این پایان آغازی دیگر به تصویربکشیم . 

 

 افتتاحیه نمایشگاه طرح کانون مدرسه با حضور مدیریت محترم جناب آقای جلالی و حراست محترم جناب آقای آخوندی

ادامه مطلب

+ نوشته شده در سه شنبه پانزدهم اردیبهشت 1388ساعت 11:54 توسط عالیه قوامی - مسئول مجتمع |

در میان صداهایی که سالها در فضای روشن کانون موج بر می داشتند ، صدایی تازه سرشار از صمیمیت و صداقت جاری شد . در هیاهوی کلمات ، واژه های این صدای روشن درخشید و مهربانی و عشق را به جمع کوچک همکاران مجتمع فرهنگی هنری کانون پرورش فکری هدیه داد و همراه شدند با این جمع صمیمی در بدرقه آشنایی سبز ، همکاری همگام و هم دل و همنفس که می رفت تا دانه های محبت دستانش را در باغچه ای دیگر به گل بنشاند .

 


 

+ نوشته شده در سه شنبه پانزدهم اردیبهشت 1388ساعت 11:3 توسط عالیه قوامی - مسئول مجتمع |

پنج دری
کمی فراتر از کتابخانه نوجوان
سلام و عرض ادب
اینجا نوجوان سرای مجتمع کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان استان یزده
پس خیر مقدم . . .
راستی قراره از طریق این وب نوشت هر آبی که تو مجتمع و کانون خورده می شه یا نمیشه به سمع و نظر شما برسه
پس منتظر بمونین و ما رو همراهی کنین . . .
تا بعد . . .

Home
Email
Night Skin